نهایت خودخواهی

تازگیا یه اتفاقاتی برای چند دوست افتاده که باعث شده بیشتر از قبل به این فکر کنم که چرا بعضی مردان ایرانی بعد از ازدواج به قدری عوض میشن که زندگی رو برای همسرشون تلخ میکنن؟ چون هر فردی با شناختی که از همسرش پیداش کرده با اون ازدواج کرده و اگه اون آدم عوض بشه دیگه این ازدواج معنی نداره. البته از نظر من.

هر مرد ایرانی قطعا قبل از پیشنهاد ازدواج کلی در مورد دختر مورد نظر فکر و تحقیق کرده و فرصت کافی هم برای این کار داره پس چرا بعد از ازدواج نظرشون در مورد بعضی چیزا عوض میشه؟ مثلا کسی رو میشناسم که با دختری ازدواج کرد که در چند شرکت و کارخونه کار میکرد و بعد از ازدواج با کار کردن همسرش مخالفت کرد. خب اگر زن خانه دار میخواستی چرا با این دختر ازدواج کردی؟؟؟؟؟

تنها جوابی که من دارم اینه که اینجور مردا از ابتدا فکر و اندیشه’ دیگری دارن که پنهانش میکنن و بعد اونو بروز میدن و حتما شما هم میگید خب آره دیگه معلومه!!!

ولی من واقعا برام قابل درک نیست که آدمی اینقدر خودخواه باشه که بخاطر خودش یه نفر دیگه رو از تمام آرزوهاش و نقشه هایی که برای زندگی و آیندش کشیده دور کنه و جلوی پیشرفتش رو بگیره. خب میتونه یه نفر دیگه رو با تمام  مشخصات مورد نظر خودش پیدا کنه و هر دو از زتدگی لذت ببرن. این به نظر من نهایت خودحواهیه.

به هر حال آقایون که فرصت کافی برای انتخاب دارن چرا اینجور با زنها و زندگیشون بازی میکنن و عین خیالشون هم نیست من نمیفهمم.  بابا اینها هم آدمن و زندگیشون مال خودشونه.

امیدوارم شما نه جزو این گروه از آقایون باشید و نه گیر این گروه بیفتید.

/ 1 نظر / 13 بازدید
سوده

این وبلاگ ماله نیماس. نظره شخصی نذار :دی اجازه یوخدی :دی فقط راجع به نیما بنویس.