ندید بدید بازی نیما

بالاخره یه خونه خریدیم و اسباب کشی کردیم. خونه جدید هم یه حیاط خلوت داره هم یه حیاط اختصاصی اتاق نیما هم بزرگتره  واسه همین نیما خیلی خوشحاله و خونه جدید رو  خیلی دوست داره.

چند روز  پیش عموهای نیما اومدن خونمون که نیما با ذوق و شوقی جیغ میزد بیاید آشپزخونه رو ببینید. آشپزخونه، آشپزخونه. بعد کابینتها رو  باز میکرد میگفت ببینید چه جوری باز میشه!

یعنی نهایت ندید بدید بازی! انگار تا حالا آشپزخونه یا کابینت نداشتیم!

حالا جای باحالش اینجاست که به هیج عنوان حاضر نبود بره مهد قبلی میگفت بریم مهد جدید که ما راضی تبودیم. خلاصه بعد از کلی حرف و کلک و حیله فهمیدیم که بچه فکر میکنه اگه بره مهد قبلی خونمونم میشه خونه قبلی و از  همین  میترسید.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید